رویا به حقیقت میپیوندد
همه چیز با می شروع شد. یک زن، یک گیتار – این تمام چیزی است که یک مخاطب نیاز دارد.
اما خب با دو نفر بهتر است. بنابراین وقتی روزی دوستم سم از من پرسید که آیا دوست دارم یک گروه دونفره گیتار آکوستیک با او تشکیل دهم، بسیار هیجانزده شدم. بعد از چند ماه رویای ما به حقیقت میپیوندد و با او، اولین آهنگ ما، که اتفاقا “رویا به حقیقت میپیوندد” نام دارد شکل میگیرد.او در گیتار آکوستیک به اندازه کافی خوب است، اما مهارت انگشتان من قطعاً نیاز به بهبود دارد.
علایق موسیقی ما نیز بسیار متفاوت است. در حالی که او به اریک کلپتون و دیگر نوابغ فینگرپیکینگ گوش میدهد، من بیشتر به موسیقی آکوستیک که نواختن آن آسانتر است علاقه دارم.سم از نظر فنی و موسیقیایی با استعداد است و من بیشتر با گوش و با احساس مینوازم، چیز زیادی در مورد دایره پنجمها یا الگوهای گیتار نمیدانم و با گوشهایم گوش میدهم تا سرم.بنابراین من و سم کاملاً مکمل یکدیگر هستیم و در میانه راه به هم میرسیم.در تابستان، ما جلسات آکوستیک ترانهسرایی خود را در بالکن، بعد از ظهرها و عصرها با یک بطری شراب قرمز روی تراس جشن میگیریم تا جایی که حتی با نور شمع هم نمیتوانیم چیزی ببینیم.
“قهوه و چای، فقط من و تو” یا “از اینجا به کجا میرویم” اشعار آهنگهایی هستند که از قلمهای ما جاری میشوند. من ترفندهای فنی و آکوردهای غیرمعمول را یاد میگیرم و سم یاد میگیرد که با گوش آهنگسازی کند.
هیچ چیز نمیتواند جلوی الهام ما را بگیرد. ما در طبیعت اردو میزنیم و صداهای طبیعی را ضبط میکنیم. در پاییز، به گوشهای از یک کتابفروشی در مرکز شهر میرویم، با گیتارهای آکوستیک خود بین قفسهها مینشینیم و به سادگی شروع به نواختن میکنیم. لیست آهنگهای ما هنوز خیلی گسترده نیست، بنابراین بعد از نیم ساعت کارمان تمام میشود، اما بسیاری از مشتریان از آن لذت میبرند و ما یک لیوان کوچک قهوه پر از سکه را از فروشنده میگیریم که تا بازدید بعدی ما از یک کافیشاپ دیگر کافی است.
موسیقی رمانتیک، اشعار حساس، ملودیهای جذاب – “مطمئنین زن و شوهر نیستین؟” زیاد از ما پرسیده میشود.
صد در صد.
برای بعضیها، ترکیب موسیقی و عشق به نظر جواب میدهد، اما برای من، این غیرممکن است. من عاشق موسیقی هستم و سم را خیلی دوست دارم. و دقیقاً به همین دلیل است که نمیخواهم این دو را با هم قاطی کنم. چون اگر رابطه تمام شود، نمیتوانم موسیقی گروهمان را نجات دهم.
مثل این ضربالمثل که میگوید: شور و اشتیاقم را نجات بده!
یا چیزی شبیه به این.
نویسنده: کارولین می





