دونالد ترامپ در هفته سوم جنگ ایران در دفتر بیضی شکل کاخ سفید بود که گروهی از معتمدترین مشاورانش برای رساندن خبری ناخوشایند به آنجا آمدند. تونی فابریزیو، کارشناس نظرسنجی قدیمی او، نظرسنجی‌هایی انجام داده بود که نشان می‌داد جنگی که ترامپ آغاز کرده، به طور فزاینده‌ای نامحبوب شده است. قیمت بنزین از ۴ دلار در هر گالن گذشته بود، بازارهای سهام به پایین‌ترین حد خود در چند سال گذشته رسیده بودند و میلیون‌ها آمریکایی آماده می‌شدند تا در اعتراض به خیابان‌ها بیایند . کشته شدن سیزده نظامی آمریکایی تأیید شده بود. برخی از حامیان کلیدی ترامپ از جنگی که پایان روشنی در چشم‌انداز نداشت، انتقاد می‌کردند. سوزی وایلز، رئیس کارکنان کاخ سفید و گروه کوچکی از دستیاران او وظیفه داشتند به رئیس جمهور بگویند که هر چه جنگ طولانی‌تر شود، حمایت عمومی از او و چشم‌انداز جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر بیشتر تهدید می‌شود. برای ترامپ، این هشدار صریح نگران‌کننده بود.

به گفته یک مقام ارشد دولت، رئیس جمهور اخیراً صبح‌های زیادی را با تماشای کلیپ‌های ویدیویی تهیه شده توسط مقامات نظامی از موفقیت‌های میدان نبرد آغاز کرده است. او به مشاورانش گفته است که فرمانده کل قوا بودن برای از بین بردن تهدید هسته‌ای ایران می‌تواند یکی از دستاوردهای برجسته او باشد. اما به گفته دو منبع کاخ سفید، وایلز نگران بود که دستیاران به رئیس جمهور دیدگاه خوش‌بینانه‌ای از چگونگی درک جنگ در داخل کشور ارائه دهند و به جای آنچه که نیاز به شنیدن دارد، به او بگویند که چه چیزی می‌خواهد بشنود. مقامات می‌گویند که او از همکارانش خواسته بود که در مورد خطرات سیاسی و اقتصادی «با رئیس خود رک‌تر» باشند. این جلسه واقعیتی را منعکس می‌کرد که کاخ سفید دیگر نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد: زمان در حال گذر است تا رئیس جمهور، حزب او و مردم آمریکا هزینه سنگین‌تری را بپردازند. ترامپ قول داده بود که اقتصاد را احیا کند و ایالات متحده را از درگیری‌های خارجی دور نگه دارد.

اکنون او جنگی را آغاز کرده است که هیچ مجوزی برای آن دریافت نکرده بود و درد اقتصادی ممکن است تازه شروع شده باشد. یک ماه پس از بزرگترین شوک نفتی در تاریخ مدرن، پیش‌بینی‌های رشد جهانی کاهش یافته، کمبودهایی در سراسر اروپا و آسیا پدیدار شده است و معامله‌گران انرژی هشدار می‌دهند که جهان هنوز شدت کامل این اختلال را احساس نکرده است. بسته شدن طولانی مدت تنگه هرمز ، آبراه باریکی که مسیر اصلی خروج نفت و گاز از خلیج فارس است، می‌تواند اقتصاد جهانی را به رکود بکشاند . رئیس جمهور از این مخمصه ناامید شده بود ، با برخی از مقامات خودش اختلاف داشت و از برداشت‌های منفی جنگ خشمگین بود. به گفته دو مشاور و دو عضو کنگره که طی هفته گذشته با او صحبت کرده‌اند، افزایش هزینه‌های سیاسی و اقتصادی، او را به دنبال راهی برای خروج از این مخمصه کرده است. ترامپ به آنها گفته است که می‌خواهد مبارزات انتخاباتی را کاهش دهد، زیرا نگران یک درگیری طولانی است که می‌تواند جمهوری‌خواهان را در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای با مشکل مواجه کند.

در عین حال، او می‌خواهد این عملیات یک موفقیت قاطع باشد. متحدان می‌گویند که او به دنبال راهی برای اعلام پیروزی، توقف جنگ و امید به تثبیت شرایط اقتصادی قبل از تشدید آسیب‌های سیاسی است. یک مقام ارشد دولت که مانند سایر افرادی که برای این روایت از ترامپ در جنگ مصاحبه شده بود، ناشناس ماند تا مشاهدات صادقانه‌ای در مورد تفکر رئیس جمهور ارائه دهد، می‌گوید: «یک پنجره باریک وجود دارد.»ترامپ در سخنرانی پربیننده خود خطاب به ملت در اول آوریل ، سعی کرد موضوع را به کرسی بنشاند . او پیروزی‌های نظامی را با بوق و کرنا کرد و گفت که عملیات « در حال تکمیل است »، در عین حال گفت که ایالات متحده طی دو تا سه هفته آینده «ضربه‌ای بسیار سخت» به جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد و تهدید کرد که زیرساخت‌های انرژی کشور را از بین خواهد برد. رئیس جمهور گفت: «ما آنها را به عصر حجر، جایی که به آن تعلق دارند، باز خواهیم گرداند.»صبح روز بعد، ترامپ در مصاحبه‌ای تلفنی به تایم گفت که ایران مشتاق رسیدن به توافقی برای پایان دادن به جنگ است.

رئیس‌جمهور می‌گوید: «چرا تماس نمی‌گیرند؟ ما دیشب سه پل بزرگشان را منفجر کردیم. دارند نابود می‌شوند. می‌گویند ترامپ با ایران مذاکره نمی‌کند. منظورم این است که این یک مذاکره‌ی نسبتاً آسان است.» و با این حال، در پشت این هیاهو، این درک فزاینده در جناح غربی کاخ سفید وجود دارد که اوضاع ممکن است از کنترل خارج شود. مقامات کلیدی ترامپ، از جمله پیت هگست، وزیر دفاع، از حملات تلافی‌جویانه تهران علیه اهداف آمریکایی و اسرائیلی در سراسر منطقه، از جمله در کشورهایی که مدت‌ها خارج از محدوده تصور می‌شدند، غافلگیر شدند: کویت، بحرین، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر، کشوری که هم به تروریست‌های نیابتی ایران پناه داده بود و هم به عنوان مجرایی برای دیپلماسی پشت پرده بین ایالات متحده و حماس عمل می‌کرد. این پاسخ، این فرض را که تهران خود را به تلافی نمایشی محدود خواهد کرد، از بین برد. هگست در مذاکرات داخلی قبل از شروع جنگ، به واکنش خاموش ایران به حملات گذشته ترامپ به عنوان مدرکی مبنی بر اینکه نیروی تنظیم‌شده می‌تواند بدون ایجاد جنگی گسترده‌تر، هزینه‌هایی را بر تهران تحمیل کند، اشاره کرده بود. شخصی که با طرز فکر او آشناست می‌گوید هگست «غافلگیر شد.

شکی نیست».پنتاگون این روایت را رد می‌کند. شان پارنل، سخنگوی ارشد هگزث، به تایم می‌گوید: «ارتش ایالات متحده پیشرفته‌ترین، جامع‌ترین و آزموده‌ترین سازمان برنامه‌ریزی در جهان است. مدت‌ها قبل از شروع عملیات خشم حماسی، ما از قبل پیش‌بینی، تمرین جنگی و کاملاً آماده برای هر پاسخ احتمالی ایران، از ضعیف‌ترین واکنش ممکن تا شدیدترین تشدید تنش، را انجام داده بودیم. هیچ کاری از ایران ما را غافلگیر نمی‌کند. ما آماده‌ایم، ما مسلط هستیم و در حال پیروزی هستیم.»طبق محاسبات پنتاگون، عملیات خشم حماسی یک موفقیت نظامی بدون ابهام بوده است، که منجر به تضعیف یا نابودی ۹۰ درصد از ظرفیت موشکی ایران، خنثی شدن تقریباً ۷۰ درصد از پرتابگرهای آن، از کار افتادن یا نابودی بیش از ۱۵۰ کشتی نیروی دریایی و کشته شدن علی خامنه‌ای، رهبر ایران، به همراه بسیاری از فرماندهان ارشد او شده است. با این حال، به نظر می‌رسد که بعید است ترامپ به اهداف گسترده‌تری که در بوق و کرنا کرده است – مسدود کردن دائمی مسیر تهران به سلاح هسته‌ای، برچیدن برنامه موشک‌های بالستیک آن و جایگزینی تندروهای مذهبی جمهوری اسلامی با یک رژیم دوستانه‌تر – در جدول زمانی فشرده‌ای که کاخ سفید پذیرفته است، دست یابد. ترامپ در سخنرانی خود، این عملیات را در آستانه پیروزی توصیف کرد.

او گفت: «ما همه کارت‌ها را داریم. آنها هیچ کارتی ندارند. ما در مسیر تکمیل تمام اهداف نظامی آمریکا به زودی هستیم.» اما پایان بازی همچنان مبهم است: ترامپ همزمان متعهد شد که جنگ را تشدید و آن را آرام کند. او قول داده است که از ابزارهای بی‌سابقه‌ای برای اعمال نیروی ویرانگر علیه ایران استفاده کند، اما به تایم می‌گوید که هرگز اجازه نخواهد داد هوش مصنوعی تصمیمات مرگبار بگیرد و اصرار دارد که یک انسان همیشه زنجیره فرماندهی را کنترل خواهد کرد. ترامپ می‌گوید: «من اجازه نمی‌دهم هوش مصنوعی این کار را انجام دهد. من به هوش مصنوعی احترام می‌گذارم. این تصمیمی است که یک رئیس جمهور باید بگیرد – با فرض اینکه او شایسته باشد.» فراتر از آن، گزینه‌های بسیار کمی وجود دارد که به نظر می‌رسد او مایل باشد از روی میز بردارد. استیو ویتکاف، دوست قدیمی و فرستاده رئیس جمهور، این را محصول یک حرفه تجاری می‌داند که در آن حفظ اختیار از اهمیت بالایی برخوردار بود. ویتکاف به همکارانش در کاخ سفید و وزارت امور خارجه گفته است: «دونالد ترامپ همیشه چندین استراتژی خروج دارد. او گزینه‌های زیادی، مسیرهای خروج زیادی را نگه می‌دارد و سپس مسیر خود را در این فرآیند می‌پیماید.» اما جنگ‌ها راهی برای پیشی گرفتن از برنامه‌های یک رئیس جمهور دارند.

خطر قمار ترامپ این است که تشدید کارزار نظامی در هفته‌های آینده بیشتر به بستن مسیرهای خروج کمک می‌کند تا ایجاد آنها. با شروع آماده‌سازی‌ها برای جنگ ، دولت معتقد بود که فرمول برنده‌ای دارد. ایالات متحده حمله‌ی آغازینی را انجام خواهد داد که تنها پاسخ قابل قبول تهران، تلافی محدود باشد – به اندازه‌ای که مخاطبان داخلی را راضی کند بدون اینکه حملات بیشتری را برانگیزد. این نظریه ریشه در سابقه داشت. وقتی ترامپ در دوره‌ی اول ریاست جمهوری خود دستور ترور ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده‌ی ایرانی، را صادر کرد، پاسخ ایران حمله‌ی موشکی به یک پایگاه آمریکایی بود که هیچ تلفاتی نداشت و از قبل اطلاع‌رسانی شده بود. پس از عملیات «چکش نیمه‌شب»، کمپین هوایی ژوئن ۲۰۲۵ علیه تأسیسات هسته‌ای ایران، تلافی به همین ترتیب تعدیل شد. ترامپ مدت‌هاست که از آنچه دستیارانش عملیات «یکباره و تمام‌شده» می‌نامند، حمایت می‌کند. او این عملیات را در یمن، سوریه و سومالی آغاز کرده است. در ژانویه، او با جسارت تمام، نیکولاس مادورو، رهبر ونزوئلا، را دستگیر کرد و این دیکتاتور را برای محاکمه در ایالات متحده از کشور خارج کرد و فضایی را برای روی کار آمدن شریکی مطیع‌تر، دلسی رودریگز، رئیس جمهور موقت، ایجاد کرد.

سپس او دسترسی ایالات متحده به ذخایر نفتی ونزوئلا، که از بزرگترین ذخایر نفتی جهان است، را تسهیل کرد. دستیاران می‌گویند ترامپ ونزوئلا را به عنوان نمونه‌ای از یک مداخله سریع و دقیق می‌دید که می‌تواند یک رژیم متخاصم را سرنگون کند، یک جایگزین مشارکتی نصب کند و منافع آمریکا را بدون کشاندن کشور به یک رویارویی بی‌پایان تضمین کند.بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، قهرمان تجاوز نظامی علیه ایران، تصور متفاوتی از چگونگی روند امور داشت. یک مقام اسرائیلی به تایم می‌گوید که در طول شش ماه گذشته، نتانیاهو بارها به ترامپ گفته است که موفقیت‌های گذشته علیه ایران باید مقدمه‌ای برای یک مبارزه نهایی و پایدارتر باشد. در 11 فوریه، نتانیاهو برای یک جلسه خصوصی با رئیس جمهور که ساعت‌ها طول کشید، به واشنگتن آمد. به گفته یک منبع حاضر، نتانیاهو به ترامپ گفت: «ما تا اینجا آمده‌ایم، دونالد. ما باید کاری را که شروع کرده‌ایم، تمام کنیم.» نتانیاهو به ترامپ گفت که ایران برای زمان بازی می‌کند و مخفیانه به سمت بمب خواهد رفت.

یکی دیگر از مقامات اسرائیلی می‌گوید: «بعد از اینکه دفعه قبل مورد اصابت قرار گرفتند، فکر کردند که چیزی برای از دست دادن ندارند.» و استدلال می‌کند که تهران توسعه سلاح‌های هسته‌ای را تنها راه جلوگیری از تکرار چنین حمله‌ای خواهد دید.به گفته دو مقام ارشد آمریکایی، طرح حمله تقریباً یک ماه پیش از اجرا آماده شده بود. هماهنگی دقیق چندین هفته طول کشید که بخش عمده آن با مشورت نزدیک با همتایان اسرائیلی انجام شد. به گفته یک مقام ارشد دولت، وقتی نیویورک تایمز جزئیات برنامه‌ریزی عملیات را در ۱۷ فوریه منتشر کرد ، ترامپ با عصبانیت به دستیارانش حمله کرد و رشته‌ای از فحاشی‌ها را آغاز کرد. سپس رئیس جمهور به خبرنگاران گفت که ظرف «۱۰ تا ۱۵ روز» در مورد حملات تصمیم خواهد گرفت، اگرچه می‌دانست که ایالات متحده قصد دارد خیلی زودتر حمله کند. یک مقام کاخ سفید می‌گوید: «او عمداً برای محافظت از مأموریت، در گمراه کردن افکار عمومی مشارکت داشت.» ترامپ آنقدر نسبت به درز اطلاعات محتاط شد که برخی از دستیاران خودش هدف طفره رفتن قرار گرفتند. در ۲۷ فوریه، او به مار-ئه-لاگو سفر کرد. دستیاران در یک اتاق وضعیت موقت جمع شدند. ترامپ از تعداد افراد حاضر عصبانی شد. یکی از مقامات به یاد می‌آورد: «او فکر می‌کرد گروه خیلی بزرگ است».

این شامل افرادی بود که ترامپ آنها را نمی‌شناخت یا احساس نمی‌کرد که به اندازه کافی آنها را می‌شناسد. در یک لحظه، رئیس جمهور با عصبانیت اعلام کرد که عملیات متوقف شده است. او گفت که به بررسی ادامه خواهد داد. این یک فریبکاری دیگر بود: ترامپ از قبل تصمیم گرفته بود که همان شب حمله کند. به محض اینکه اتاق خالی شد، او با یک حلقه کوچکتر و مورد اعتماد – کسانی که می‌خواست هنگام سقوط اولین بمب‌ها در کنارش باشند – تماس گرفت. آن شب، ترامپ در پاسیوی مار-ئه-لاگو با گروهی شامل استیون میلر، معاون رئیس دفتر، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، ویتکاف و دیوید وارینگتون، مشاور کاخ سفید، شام خورد. جی دی ونس، معاون رئیس جمهور، که در اتاق وضعیت در واشنگتن بود، حضور نداشت. یکی از مقامات ترامپ می‌گوید که این نشان دهنده پروتکل استاندارد تداوم دولت است که خواستار جدا نگه داشتن رئیس جمهور و معاون رئیس جمهور در طول عملیات حساس امنیت ملی است، زمانی که هر دو در کاخ سفید نیستند. به گفته دو منبع آگاه از مذاکرات، ونس از حلقه داخلی رئیس جمهور، بیشترین فشار را علیه این عملیات آورده بود. ترامپ به گروهی که زیر ستاره‌های پالم بیچ جمع شده بودند، گفت: «جی دی واقعاً این را دوست ندارد.

اما وقتی تصمیم گرفته می‌شود، این یک تصمیم است، درست است؟»یک منبع کاخ سفید می‌گوید که ونس، پیش از حمله، آنچه را که به عنوان مزایا و خطرات می‌دید، تشریح کرد و افزود: «هنگامی که رئیس جمهور تصمیمی می‌گیرد، معاون رئیس جمهور 110٪ از او حمایت می‌کند.» (یکی از دستیاران ونس از اظهار نظر خودداری کرد.)عملیات خشم حماسی با یک دور حملات گسترده آغاز شد که منجر به ترور رهبر عالی ایران شد. پاسخ تهران گسترده بود: رگبار موشک‌ها و پهپادها که پایگاه‌های آمریکا در عراق و سوریه را هدف قرار دادند، حملات هوایی علیه شهرهای اسرائیل، آزار و اذیت کشتی‌های تجاری در خلیج فارس و حملات هماهنگ شبه‌نظامیان نیابتی در سراسر منطقه. فردی که با طرز فکر هگزت آشناست می‌گوید او از جمله کسانی بود که غافلگیر شد: «او انتظار داشت ایرانی‌ها به نوعی مقابله به مثل کنند. وقتی آنها شروع به حمله به تقریباً کل منطقه کردند، به نوعی به ذهنش رسید که “وای، ما واقعاً الان در این مخمصه هستیم.”» همچنین به نظر می‌رسید دولت از اینکه ایران به دنبال یک اهرم فشار بود، غافلگیر شد: کنترل تنگه هرمز، که تقریباً 20٪ از نفت جهان روزانه از آن عبور می‌کند. در پاسخ به حملات ایالات متحده، تهران عملاً تنگه هرمز را مسدود کرد و اعلام کرد که این کانال عملاً بسته شده و عبور کشتی‌های غیرمتخاصم را محدود کرد.

شوک اقتصادی ناشی از آن، بازتاب‌های داخلی داشت که فراتر از انتظارات حلقه نزدیک ترامپ بود. با افزایش شدید قیمت بنزین، ترامپ تلاش کرد هزینه‌های بالاتر را به عنوان یک معامله ضروری – یک بار کوتاه‌مدت در خدمت از بین بردن تهدید ایران مسلح به سلاح هسته‌ای – دوباره مطرح کند. از یک سو، ترامپ در پاسخ تهاجمی ایران ارزش قائل بود و معتقد بود که این امر ادعای او مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی تهدیدی بی‌ثبات‌کننده است را تأیید می‌کند. ترامپ در تماس تلفنی ۴ مارس به من گفت: «حالا که دیدید آنها در دو روز گذشته چگونه علیه سایر کشورهای منطقه رفتار کردند، همه آنها را از بین می‌بردند.» با این حال، مشاوران نگران بودند که این جنگ، هواداران سیاسی را که به وعده او برای جلوگیری از درگیری‌های جدید در خارج از کشور علاقه‌مند بودند، از خود دور کند. ترامپ در سال ۲۰۲۴ با وعده مقرون به صرفه بودن، انتقاد از دولت بایدن به دلیل تورم و توسل به آنچه دستیارانش نوستالژی برای اقتصاد قبل از همه‌گیری توصیف کردند، به قدرت بازگشت. با افزایش قیمت سوخت و هزینه‌های مصرف‌کننده، درگیری در ایران تهدیدی برای از بین رفتن برخی از وعده‌های اصلی انتخاباتی او بود. ترامپ همچنین با نوعی بن‌بست مواجه شد. او می‌خواهد جنگ را پایان دهد، اما نه بدون دستیابی به اهدافی که قطعاً مانع از نزدیک شدن ایران به سلاح هسته‌ای شود.

در بحث‌های داخلی، برخی از مقامات امنیت ملی هشدار دادند که یک حمله مداوم ممکن است بیشتر به تسریع جاه‌طلبی‌های تهران کمک کند تا اینکه آنها را منصرف کند. یکی دیگر از مقامات کاخ سفید می‌گوید: «تنها راهی که آنها فکر می‌کنند می‌توانند از وقوع دوباره چنین چیزی جلوگیری کنند، داشتن سلاح هسته‌ای است. اکنون بار بیشتری بر دوش ماست که یک توافق ملموس و قابل اجرا داشته باشیم که آنها را به اندازه کافی از عبور از آستانه هسته‌ای باز دارد.»با ادامه‌ی جنگ، ترامپ تحت تأثیر عزم تهران قرار گرفته است. او به تایم می‌گوید: «آنها بسیار سرسخت هستند. آنها قادر به تحمل درد عظیمی هستند. بنابراین من به آنها به خاطر این موضوع احترام می‌گذارم. واقعیت این است که من فکر می‌کنم آنها مذاکره‌کنندگان بهتری نسبت به جنگجویان هستند.» دولت اکنون با یک چالش آکروباتیک روبرو است: یافتن یک راه خروج بدون اینکه به نظر برسد دستاورد چندانی نداشته است. مهندسی یک رژیم جانشین که پایدارتر و غرب‌پسندتر از رژیمی باشد که او قصد دارد آن را کنار بگذارد، دشوارتر از آن چیزی است که ترامپ تصور می‌کرد.

همانطور که یکی از مقامات دولت توصیف می‌کند، این جنگ به یک بازی شومِ «موشک‌اندازی» تبدیل شده است، که در آن حملات، رهبران متوالی را از بین می‌برد، در حالی که مقامات به دنبال جایگزینی مناسب برای ظهور از میان ویرانه‌ها هستند. وقتی ترامپ اوایل ماه مارس با مجله تایم صحبت کرد، از تغییر رژیم صحبت کرد: «من می‌خواهم در انتخاب رهبر جدید ایران نقش داشته باشم.» او گفت: «آنها می‌توانند انتخاب کنند، اما ما باید مطمئن شویم که کسی باشد که برای ایالات متحده معقول باشد.» تصور چنین نتیجه‌ای دشوار است؛ او در سخنرانی اول آوریل خود به دروغ ادعا کرد که هرگز هدف این نبوده است. به گفته دستیاران، امید این است که تخریب ظرفیت نظامی ایران و از بین بردن زیرساخت‌های رهبری آن، احتمال یک کشور مسلح به سلاح هسته‌ای را از بین ببرد، برنامه موشک‌های بالستیک آن را برچیند و شرایط را برای تغییر داخلی فراهم کند. اما این نیز نگران‌کننده است. ایرانیان عادی عمدتاً غیرمسلح هستند و با ارتش پیشرفته‌ای روبرو هستند که مایل است نیروی عظیمی را علیه مردم خود به کار گیرد. تحلیلگران مستقل می‌گویند بازگشایی تنگه احتمالاً مستلزم اشغال نظامی پایدار با حضور نیروهای آمریکایی یا پایان دادن به خصومت‌ها از طریق مذاکره است. هیچ‌کدام از این دو مسیر ساده نیست.

نتانیاهو و محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، تمایل دارند این درگیری را طولانی‌تر کنند و آن را فرصتی نادر برای تضعیف یک دشمن مشترک می‌دانند. اما آنها همچنین وابستگی خود را به جدول زمانی ترامپ تشخیص می‌دهند. یک مقام اسرائیلی می‌گوید با نزدیک شدن به انتخابات اسرائیل، نتانیاهو بدون حمایت ترامپ فضای کمی برای مانور دارد. ترامپ در مورد اسرائیلی‌ها به تایم می‌گوید: «آنها هر کاری که من به آنها بگویم انجام می‌دهند. آنها یک بازیکن تیمی خوب بوده‌اند. وقتی من متوقف شوم، آنها متوقف می‌شوند. مگر اینکه تحریک شوند، که در این صورت چاره‌ای نخواهند داشت، اما وقتی من متوقف شوم، آنها متوقف می‌شوند.»اینکه جنگ چگونه ممکن است انتخابات نوامبر را شکل دهد – و این نتایج برای بقیه دوران ریاست جمهوری او چه معنایی خواهد داشت – سوالی است که بر تصمیمات ترامپ سایه افکنده است. برخی از مشاوران، رگه‌هایی از تسلیم را در تفکر رئیس جمهور تشخیص می‌دهند. او در بحث‌های خصوصی اغلب به این نکته اشاره می‌کند که حزب حاکم تمایل دارد در انتخابات میان‌دوره‌ای جایگاه خود را از دست ندهد. یکی از دستیارانش می‌گوید: «او در عبور از تاریخ مشکل دارد».تاریخ همیشه نشان می‌دهد که برای رئیس جمهوری که ملت را به جنگ می‌کشاند، می‌تواند نتایج بدتری از شکست در انتخابات وجود داشته باشد.

error: Content is protected !!
پیمایش به بالا