حکومت چه مدت میتواند به جنگ ادامه دهد؟
این روزها، در شرایطی که تنشها در خاورمیانه افزایش یافتهاند، سوالاتی درباره توانایی ایران در ادامه این جنگها و عواقب آن برای کشور و منطقه طرح میشود. در جنگ فعلی با ایالات متحده و اسرائیل، ایران جدا از کمکهای اطلاعاتی که روسیه و چین، عمدتاً به تنهایی عمل میکند و به سیستمهای موشکی و پهپادی خود به عنوان ابزارهای اصلی دفاعی اتکا دارد. رژیم ایران هیچ قصدی برای تسلیم شدن یا تغییر موضع در برابر فشارهای بینالمللی ندارد. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در سومین روز جنگ ایالات متحده و اسرائیل با بیان این که ایران خود را برای یک جنگ طولانی آماده کرده است، به مواضع سایر مقامات جمهوری اسلامی اشاره کرده بود: “ما از خود هر طور که شده، دفاع خواهیم کرد.” این سخنان نشان از اراده راسخ ایران برای ادامه جنگ، صرف نظر از هزینهها و عواقب آن دارد.
از ۲۸ فوریه، ایالات متحده و اسرائیل حملات نظامی گستردهای را به طور هماهنگ علیه ایران آغاز کردهاند که نه تنها مقامات کلیدی بلکه تأسیسات نظامی و حساس را هدف قرار میدهد. این حملات به بارزترین شکل به نهادهای دولتی و نظامی ضربه میزند. با وجود شمار بالای کشتهشدگان در میان مقامات ارشد ایرانی، ساختار رژیم تئوکراتیک اسلامی تا این لحظه ثابت باقی مانده است. در واکنش به این تهدیدات، تهران به شلیک موشکها و پهپادها به سمت اهدافی در اسرائیل و کشورهای همسایه خلیج فارس، به ویژه پایگاههای آمریکایی، پرداخته است.
به طور خاص، امارات متحده عربی اعلام کرده که در روزهای اخیر هدف صدها موشک و پهپاد ایرانی قرار گرفته است.ادمیرال برد کوپر، رئیس فرماندهی مرکزی ایالات متحده، در جدیدترین اظهارات خود اعلام کرده که ایران از تاریخ آغاز جنگ بیش از ۵۰۰ موشک بالستیک و بیش از ۲,۰۰۰ پهپاد شلیک کرده است. او همچنین ایران را به حملات بیدلیل به زیرساختهای غیرنظامی متهم کرد. تحلیلهای نظامی نشان میدهند که در ابتدای جنگ، برآوردها حاکی از موجودی حدود ۲,۵۰۰ موشک بالستیک برای ایران بود. اما با توجه به شلیکهای مستمر و همچنین حملات ایالات متحده و اسرائیل که منجر به تخریب بسیاری از انبارها و سایتهای ذخیرهسازی شده است، این موجودی به احتمال زیاد به شدت کاهش یافته است.
کشتن فرماندهان کلیدی بهوسیله اسرائیل باعث تضعیف عملیاتهای نظامی و کاهش روحیه نیروها هم شده است. بهویژه، فقدان رهبری در راس رژیم منجر به عدم هماهنگی و پاسخ مؤثر به تهدیدات خارجی شده است. این امر نشاندهنده تهدیدات جدی بر توانایی ایران برای دستیابی به اهداف نظامیاش تلقی میشود و احتمالاً به فرسایش نیروهای نظامی در طولانیمدت منتهی خواهد شد.اختلاف و تبعیض بین سپاه و ارتش نیز یکی از مهمترین چالشهایی است که حکومت با آن مواجه است. این اختلافات باعث میشود که نتوانند استراتژیهای مشترکی را برای مقابله با تهدیدات همسایگان و دشمنانش اتخاذ کنند. در حالت کنونی، عدم انسجام میان نهادهای مهم نظامی و امنیتی میتواند به ضعف در دفاع از سرزمین و منافع ملی منجر شود.
علاوه بر این، بحران اقتصادی ایران و عدم توانایی در تأمین منابع مالی برای نیروهای نظامی نیز بر وضعیت کنونی مؤثر است. این ناکامی در تأمین مالی ممکن است به مراتب بیشتر از این که به تهدیدات خارجی پاسخ دهد، به نارضایتیهای داخلی بیانجامد. این موضوع نهتنها توان نظامی ایران را کاهش میدهد، بلکه بر تضعیف قدرت تصمیمگیری نیز تأثیر منفی میگذارد.چالشهای نظامی ایران در این زمینه حائز اهمیت است. نیروی نظامی ایران اگرچه قدرت زیادی داشت، اما استمرار جنگ میتواند به فرسودگی این نیروها و کمبود تجهیزات منجر شود. بهعلاوه، هر گونه درگیری طولانیمدت با رقبای خارجی ممکن است مستلزم بهکارگیری منابع نظامی بیشتر باشد که ایران ممکن است نتواند آن را تأمین کند.
بنابراین ایران همچنان تلاش خواهد کرد تا این جنگ را به درازا بکشاند. او با حملههای کور و بی دلیل به همسایگانش در حال خرید زمان است. رژیم فکر میکند با این تاکتیک در موقعیتی است که زمان کافی برای برنامهریزی و هماهنگی اقدامات خود دارد و به نظر میرسد برای جنگی طولانی آمادهسازی شده است.” هدف کلان رژیم مواجهه با چالشها و توانایی ادامه جنگ در شرایط سخت است. در این بین، هزینههای جنگ به طور عمده بر دوش عموم مردم ایران قرار گرفته که در برابر حملات به شدت آسیبپذیر هستند. ارتش اسرائیل هشدار داد که ایران همچنان دارای ظرفیت قابل توجهی برای شلیک موشک به سمت اسرائیل است، با وجود حملات مداوم به سایتهای موشکی در جمهوری اسلامی.
این نگرانی نشاندهنده پایداری تهدیدها از سمت ایران علیه امنیت اسرائیل است.علاوه بر این، به نظر میرسد ایران توانایی دارد که تولید پهپادها را به سرعت افزایش دهد. بر اساس اسناد نشتیافته روسی، تهران میتواند ماهانه حدود ۵,۰۰۰ پهپاد تولید کند. این پهپادها از یک پروسه ساده که میتواند در عرض چند ساعت ساخته شود، شلیک میشوند. هزینه تولید یکی از این پهپادها، به نام شاهد، به گفته منابع، تنها چند هزار دلار است. در مقایسه، یک موشک دفاعی پاتریوت ساخت ایالات متحده هزینهای در حدود ۳ میلیون دلار (۲.۵۹ میلیون یورو) دارد.
علاوه بر توان نظامی ایران، باید به اوضاع اقتصادی ایران و تأثیر آن بر جنگ اشاره کرد. تحریمهای شدید اقتصادی و نوسانات بازار نفت باعث کمبود منابع مالی برای تأمین هزینههای جنگ شده است. این واقعیت که ایران در حال حاضر با بحران اقتصادی مواجه است، میتواند مانع از ادامه جنگها و همچنین تأمین منابع لازم برای نیروهای نظامی شود. بهویژه اینکه نارضایتی اجتماعی و اقتصادی در بین مردم میتواند به ریسکهای بزرگتری منجر شود.تحمل جامعه ایرانی در مقابل تنشهای نظامی و همچنین افزایش نارضایتیهای داخلی نیز چالش دیگری برای حکومت است. در حال حاضر، اعتراضات و نارضایتیهای عمومی ناشی از مشکلات اقتصادی، میتواند هرگونه اقدام نظامی را تحت تأثیر قرار دهد. لذا، اگر جنگ ادامه یابد، احتمال بروز اعتراضات عمومی و نارضایتیهای اجتماعی افزایش مییابد، که میتواند به سرنگونی اعتبار حکومت منجر شود.
در ماههای اخیر، شاهد افزایش نظرات و احساسات مثبت در میان بخش عظیمی از مردم ایران نسبت به کشتهشدن مقامات و همچنین حملات نظامی اسرائیل و آمریکا به تأسیسات نظامی جمهوری اسلامی هستیم. این واکنشها نشانهای از نارضایتی عمیق چهل ساله و گسستهای اجتماعی در کشور هستند. بسیاری از مردم ایران طی سالها با سرکوبهای سختگیرانه از سوی حکومت روبهرو بودهاند. این سرکوبها شامل نقض حقوق بشر، محدودیتهای شدید بر آزادی بیان و اعتراضات، و پاسخهای خشن به نارضایتیهای اجتماعی و اقتصادی بوده است. در این شرایط، کشتهشدن مقامات نظامی، به ویژه افرادی که به عنوان سرکوبگران شناخته میشوند، به عنوان یک نوع انتقام یا رضایت اجتماعی مطرح میشود. این وقایع به عنوان نشانههایی از ضعف و زوال قدرت جمهوری اسلامی محسوب میشود.
اما باید به این امر هم توجه کرد که رژیم تهران، هر چقدر هم که ضعیف شده باشد، صرف بقا را به عنوان یک پیروزی جشن خواهد گرفت. در حال حاضر، کمتر از سه ماه پس از قتل عام ۸ و ۹ ژانویه، زمانی که حتی بخش متوهم چپ اروپایی نتوانست هیچ توجیهی برای آن پیدا کند، وقیحانهتر سعی میکند تا جمهوری اسلامی را به عنوان یک قربانی به تصویر بکشد و بار دیگر به عنوان سنگری در مبارزه با امپریالیسم غرب، همدردی به دست میآورد. متاسفانه کسانیکه نه به جنگ میگویند به این نکته توجه نمی کنند که شاید در پایان جنگ، سایتهای موشکی و پهپادهای ایران نابود شوند، اما مسلسلهای در دست سپاه پاسداران و شبهنظامیان که به سمت مردم خودشان نشانه رفتهاند، نابود نمیشوند. و در صورت تشدید بیشتر جنگ نابودی یا تجزیه کشور و گسترش آتش، قریبالوقوع است.
اگر جهان وظیفهای داشته باشد، این است که تمام تلاشهای خود را بر اطمینان از پایان سریع جنگ بدون پیروزی رژیم متمرکز کند. اما چگونه؟. با این حال، برای روشن شدن کامل، تقصیر واقعی، مسئولیت اصلی وضعیت وخیم ایران، نه بر عهده اروپا است و نه بر عهده ترامپ یا نتانیاهو. تقصیر در درجه اول متوجه رهبر پیشین، سپاه پاسداران و رهبران کنونی رژیم است که هر فرصتی را برای ارتباط با مردم خود از دست دادند، تمام تلاشهای اصلاحات را خفه کردند، گروههای تروریستی و دیکتاتوری اسد را در سراسر خاورمیانه تأمین مالی کردند، اسرائیل را به نابودی تهدید کردند، شهروندان خود را قتل عام کردند و با سیاستهای متعصبانه خود کشور را به ورطه فعلی کشاندند. در این میان، پرسش کلیدی همچنان مطرح میشود: آیا پس از مرگ علی خامنهای، پایان جمهوری اسلامی رقم زده شده است؟ این سوال به عمق تحولات سیاسی و آیندهنگری در ایران اشاره دارد که ممکن است تأثیرات گستردهای بر وضعیت منطقه و جهان داشته باشد.
یادداشت سردبیر





