داستان

رویا به حقیقت می‌پیونددم

رویا به حقیقت می‌پیوندد همه چیز با می شروع شد. یک زن، یک گیتار – این تمام چیزی است که یک مخاطب نیاز دارد. اما خب با دو نفر بهتر است. بنابراین وقتی روزی دوستم سم از من پرسید که آیا دوست دارم یک گروه دونفره گیتار آکوستیک با او تشکیل دهم، بسیار هیجان‌زده شدم. […]

رویا به حقیقت می‌پیونددم بیشتر بخوانید »

مردی که هرگز صدایش را بلند نکرد

اولین چیزی که مردم در مورد آرتور ویل متوجه شدند این بود که او همیشه چقدر آرام به نظر می رسد. آهسته حرف میزند، آهسته حرکت میکند، و بیش از آنکه حرف بزند گوش میدهد. در یک اتاق شلوغ حضور او تقریباً نامرئی بود، نوعی سکوت که دیگران به طور غریزی به آن اعتماد داشتند.

مردی که هرگز صدایش را بلند نکرد بیشتر بخوانید »

error: Content is protected !!
پیمایش به بالا