پابلو پیکاسو (۱۸۸۱–۱۹۷۳) در نگاه بسیاری از تاریخنگاران هنر، مهمترین هنرمند سده بیستم است؛ اما همین جایگاه باعث شده آثارش همواره در کانون مناقشه بمانند. جنجال دربارۀ پیکاسو فقط به «شوک بصری» محدود نیست: گاهی پای سیاست و جنگ در میان است، گاهی مسئلۀ بدنِ برهنه و خشونتِ نمادین مطرح میشود، و گاهی بحث بر سر نگاه او به فرهنگهای دیگر و نیز نسبتِ او با سنتهای هنری به میان میآید. در این مقاله سه اثر از پیکاسو را بررسی میکنیم که هم بهخاطر زمانۀ خلقشان و هم بهخاطر خوانشهای متناقضی که بعدها برانگیختهاند، «بحثبرانگیز» نام گرفتهاند: دوشیزگان آوینیون (۱۹۰۷)، گرنیکا (۱۹۳۷)، و زنان الجزایر (۱۹۵۴–۱۹۵۵).
۱) Les Demoiselles d’Avignon ۱۹۰۷ – دوشیزگان آوینیون

در سال ۱۹۰۷، پابلو پیکاسو حلقهی کوچکی از هنرمندان و دوستانش را به استودیوی خود در پاریس دعوت کرد. او میخواست نقاشیای را که شش ماه روی آن کار کرده بود به آنها نشان دهد. دوشیزگان آوینیون ( The Ladies of Avignon) . تقریباً به اتفاق آرا، واکنش همکارانش شوک، وحشت و انزجار بود. گفته میشود ژرژ براک، نقاش فرانسوی، این تجربه را با نوشیدن بنزین مقایسه کرده است و گفته میشود هنری ماتیس زنان حاضر در آن را “شنیع” نامیده است. این اثر تا سال ۱۹۱۶، تقریباً یک دهه بعد، به طور عمومی نمایش داده نشد. این اثر پنج زن برهنه – بهتصویر کشیدهشده بهصورت تنفروشان – را در فضایی تند و مواجههگر نشان میدهد؛ صورتها و پیکرهها آنقدر زاویهدار و شکستهاند که با معیارهای سنتیِ تصویرگری زنانه (ظرافت، پیوستگی اندام، و پیروی از پرسپکتیو طبیعی) سازگار نیستند.
همین «ناهماهنگی میان موضوع و شیوه» یکی از ریشههای اصلی جنجال اثر است. نقاشی جنجالی دوشیزگان آوینیون هم مورد تنفر و هم مورد علاقهی گسترده بوده است و در طول دههها همچنان محل بحث و جدل بوده است. خودِ سرگذشت نامگذاری اثر هم بذر اختلاف را میکارد. عنوان اولیهاش (که پیکاسو یا اطرافیانش به آن اشاره میکردند) صریحتر و رسواکنندهتر بود؛ اما در ۱۹۱۶ اثر برای نخستین بار بهصورت عمومی دیده شد و در همین مسیر، نام آن برای کاهش حساسیتهای عمومی تغییر کرد.
منبع اصلی جدال، فقط برهنگی یا تم جنسی نیست. بیشتر بحثها از چند محور همزمان میآیند:
- شکستن قراردادهای دید: خودِ فضا و بدن طوری طراحی شده که بیننده را از عادتِ «دنبالکردن یک پرسپکتیو قابلاعتماد» جدا میکند. این جداشدگی، برای مخاطبی که انتظار طبیعینمایی داشت، نوعی تعرض بصری تلقی میشد. `
- چهرهها و بدنهای غیرمتعارف: صورتها و پیکرهها حالتهایی پیدا میکنند که همزمان هم «نزدیک»اند (در مواجهه مستقیم با بیننده) و هم «ناخودآگاه» (به دلیل زاویهها و گسستها).
- منابع الهام و بحثِ «ابتدا چه چیز را میدزد؟»: یکی از جدیترین مناقشهها درباره نقش هنرهای آفریقایی/قبایل (بهویژه ماسکها) در این اثر است. در ویکیپدیا به بحث گسترده درباره منابع سبک سرهای زنان و اینکه چه میزان از ماسکهای قبیلهای آفریقایی، هنر اُکئانیا یا مجسمهسازی پیشارومیِ ایبری الهام گرفته شده اشاره میشود. بیبیسی هم در پیوند با همین محور، روایت میکند که امروز این اثر را در نسبت با تأثیر هنر آفریقایی بازخوانی میکنند. حتی اگر پیکاسو لزوماً همه ادعاها را به همان شکل نمیپذیرفت.

۲) Guernica ۱۹۳۷ – گرنیکا
پیکاسو در ژانویه ۱۹۳۷ از سوی دولت جمهوریخواه اسپانیا برای ساخت اثری بزرگ جهت پاویون اسپانیا در نمایشگاه جهانی پاریس سفارش گرفت. این زمینه اهمیت دارد چون نشان میدهد اثر از همان ابتدا فقط «بیانیۀ شخصی» نبود، بلکه حامل مشروعیت و پیام سیاسیِ دولت جمهوریخواه هم محسوب میشد. این اثر پاسخ پیکاسو به بمباران گِرنیکا در ناحیه باسک (بهدست نیروهای آلمان نازی و در چارچوب حمایت از نیروهای فاشیست) در خلال جنگ داخلی اسپانیا دانسته میشود. اثر با رنگبندی خاکستری/سیاهوسفید، درد و آشفتگی ناشی از خشونت را نشان میدهد و در ترکیب آن، عناصری چون اسبِ دریدهشده، گاو، زنانِ فریادکش، کودکِ مرده و سربازِ ازهمگسیخته دیده میشود. این اثر در ابعادی عظیم (تقریباً ۳٫۵ در ۷٫۵ متر) ترسیم شده که در همان سال در فرانسه (در دوران تبعید پیکاسو) به نمایش عموم درآمد.
مولفههای اصلی این اثر (بعد از اغتشاش و سردرگمی چشمگیری که در اولین نگاه به بیننده دست میدهد) میتواند مرگ، خشونت، بیرحمی، زجر و درماندگی باشد که با استفاده از قالبی سیاه و سفید و به سبک عکسهای خبری در جراید کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. نقطۀ جنجالزا در گرنیکا معمولاً حول تفسیر میچرخد. از یک سو، بسیاری آن را قدرتمندترین نقاشی ضدجنگ تاریخ میدانند؛ از سوی دیگر، منتقدان میگویند نمادها چنان «چندمعنا» و غیررواییاند که بیننده ممکن است نتواند دقیق بفهمد «چه اتفاقی» در حال رخ دادن است. بهویژه وقتی اثر بدون توضیح تاریخی یا با فاصله از جنگ دیده شود. این اثر در نمایشهای اولیه بازخوردهای متفاوت گرفته، اما سپس به نمادی بزرگ بدل شد و در مسیر سفرهایش بحثهای تازهای درباره معنایش و «جایگاه شایستۀ آن» شکل گرفت.
در مقام تفسیر کاراکترهای موجود در این اثر، خودِ نقاش گفته است: «… اگر شما معانی مشخص به مولفههای نقاشیهای من بدهید، ممکن است کاملاً به حقیقت نزدیک شده باشید، اما به هیچ عنوان به نیت من در جان بخشی به این مولفهها پی نبردهاید. هر حدس، گمان و استنتاجی که شما دارید بخشی از حالتی است که من هم تجربه کردهام اما به صورت ناخودآگاه و غیرارادی. من نقاشی میکنم برای خودِ نقاشی. من اشیا را برای چیزی که هستند، میکشم…»

۳) Les Femmes d’Alger ۱۹۵۴-۱۹۵۵ – زنان الجزایر
زنان الجزایر در واقع یک مجموعه است: پیکاسو در بازه ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۵ پانزده نقاشی (و نیز دهها طراحی مرتبط) ساخت که الهامگرفته از تابلوی اوژن دلاکروا در ۱۸۳۴ با عنوان زنان الجزایری در آپارتمانشان بود. نقطۀ حساس مجموعه معمولاً در نسبت آن با مفهوم «شرق» است. پیکاسو از یک نقاشی مشهور قرن نوزدهم (دلاکروا) شروع میکند، اما کار او یک «کپی» نیست: هر نسخه، ترکیببندی و ساختار بدنها را دگرگون میکند تا هم یادگارِ سنت باشد و هم بازخوانی کوبیستی/فرمگرایانه از همان صحنه. از این زاویه، مدافعان میگویند این یک گفتوگوی مستقیم با تاریخ نقاشی است: پیکاسو سنت را «میگیرد» تا با امکانات جدید نقاشی به کار ببرد.
اما منتقدان میگویند موضوعِ اورینتال – حتی اگر فرم تغییر کند – هنوز هم حامل همان مسئلۀ قدیمیِ بازنماییِ «دیگری» است: اینکه زنانِ الجزایری (یا بهطور کلی «شرق») چگونه و با چه پیشفرضهایی تصویر میشوند، و چه کسی حق دارد چنین صحنههایی را بازآفرینی کند. پیکاسو هنگام شروع مجموعه، پس از مرگ ماتیس (در ۱۹۵۴)، ایدههای مرتبط با «زنان حرمسرا» را نیز در ذهن داشت و مجموعه را تا حدی با میراث او پیوند میداد. این مسئله برای جنجال هم مهم است: چون باعث میشود مجموعه صرفاً بازسازیِ یک ژانر مستشرق نباشد، بلکه به یک صحنه رقابت/تکمیلِ تاریخ هنر مدرن هم تبدیل شود. یعنی هم اورینتال میماند، هم خودآگاه به تاریخ نقاشی اروپا. از نظر فرمی، قدرت مجموعه در همین «نسخهسازی» است: پیکاسو یک صحنه را میگیرد و آن را بارها و با تغییرات در چیدمان شکلها، مقیاس بدنها، و شدتِ انتزاع بازمیسازد. این ویژگی موجب میشود مجموعه همواره محل بحث باشد: آیا این تنوع نشانه مهارت و تواناییِ فرم است یا نوعی بازیِ زیباییشناسانه که دردِ تاریخیِ موضوع را نادیده میگیرد؟





