در صدمین سالگرد تولد مرلین مونرو، تصاویر آخرین عکسبرداری این ستاره هالیوود، شادی و نشاطی بیخیال را نشان میدهد که با تراژدی تکاندهنده مرگش بسیار فاصله دارد. جولای ۱۹۶۲. زنی در ساحل سانتا مونیکا ژست گرفته است، چهرهی «بلوندِ شگفتانگیز» و بیچونوچرای او به نحوی نرم شده و موهایش با نسیم دریا ژولیده شده است. او در حالی که بدنش را در یک حولهی سبز یا لباس بافتنی گرم و نرم پوشانده، بشاش و بازیگوش به نظر میرسد. در آخرین عکس، او روی شنها لم داده، دستهایش را در هم قلاب کرده و گویی بوسهای محبتآمیز به سمت دوربین میفرستد. این عکسها که توسط جورج باریس گرفته شده بودند، آخرین پرترههای مریلین مونرو، بازیگر و مدل افسانهای، در طول زندگیاش بودند. چند هفته بعد، در ساعات اولیه ۵ آگوست، جسد مونرو در خانهاش در لسآنجلس، در سن ۳۶ سالگی، پیدا شد.

در طول سفرش، تصویر او شکل میگیرد و تکامل مییابد، و او به شخصی تبدیل میشود که هدفش بوده، یعنی ستاره بزرگ، مرلین مونرو – رزی برادلیمونرو مظهر عصر طلایی هالیوود بود: ظاهر خیرهکننده و حضور مسحورکنندهاش روی پرده سینما، به فیلمهای موفقی مانند «آقایان بلوندها را ترجیح میدهند» و « بعضیها داغش را دوست دارند» قدرت بخشید . او همچنین چیزی فراتر از سینما را تداعی میکرد: کورسویی از ویژگیهای عمیقتر و حتی نگرانکننده در دل زرق و برق سیستم ستارهسازی. در طول زمان، او همچنان در کانون توجهات معلق مانده است؛ زیبایی و سبک او هنوز الهامبخش نسلهایی از خوانندگان پاپ و طراحان مد است؛ تصویر او هنوز در تبلیغات استفاده میشود؛ زندگی و مرگ او پیوسته بر روی کاغذ، صحنه و پرده سینما بازسازی میشود.

تا سال ۱۹۶۲، مونرو یک سوپراستار جهانی بود که با مشکلات شخصی و حرفهای روبرو بود؛ سومین ازدواجش (با آرتور میلر، نمایشنامهنویس) به پایان رسیده بود؛ تصویر بدنش بیوقفه مورد بررسی دقیق قرار میگرفت (انحناهای معروفش پس از جراحی کیسه صفرا به طور قابل توجهی کمتر شده بود)؛ شهرتش به عنوان “سختگیر” سر صحنه فیلمبرداری او را آزار میداد (هرچند عدم حضور یا فراموش کردن دیالوگها مسلماً با بیماری، بیخوابی مزمن و اعتیادش به داروهای تجویزی مرتبط بود). در ژوئن همان سال، مونرو به دنبال غیبتهای مکرر به دلیل بیماری، از پروژه «چیزی هست که باید ببخشی» اخراج شد و شرکت فاکس قرن بیستم از او شکایت کرد و درخواست غرامت کرد. اما حالا این عکسها تصویری از نماد سینما و معماهای ناتمام را پیش چشم میگذارد؛ او که با چهرهای طلسمآمیز و صدایی نرم در کوتاهمدت جهان را تسخیر کرد، امروز هنوز نمادی فرازمانی از زیبایی، آسیبپذیری و شهرت بهشمار میرود.

مونرو نه تنها با لبخند و نقشهای کمدی رمانتیکش شناخته شد، بلکه با تلاشش برای فراتر رفتن از نقشی که صنعت برایش ساخت، هویتی پیچیدهتر نشان داد؛ روایتهای متعدد و متضاد درباره زندگی شخصیاش ساخته شد. از دختر یتیمی که با سختیها مقابله کرد تا سوپراستاری که زیر فشار رسانهها خرد شد و همین تقابل میان تصویر عمومی و داستان شخصی، عامل اصلی ماندگاری او شد؛ مخاطب امروز به دنبال درک فراتر از سطح شهرت است و مونرو نمونهای استوار برای واکاوی این شکاف. همزمان، او تأثیری فراتر از سینما داشت: سبک مو، آرایش و پوشش او بهسرعت الگو شد و هنوز الهامبخش طراحان و عکاسان فشن است که در پی بازتولید همان ترکیب معصومیت و اغواگریاند.





