سرنوشت نا معلوم تابلوی بر دروازه ابدیت ون گوگ
پس از اینکه موزهها، ساختمانهای تاریخی و سایتهای باستانشناسی در سراسر ایران، مورد حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفتند، نگرانی در مورد سرنوشت آثار هنری نگهداری شده در مؤسسات ایران، از جمله یک نقاشی، ون گوگ که در موزه هنرهای معاصر تهران نگهداری میشود. بر دروازه ابدیت ، نقاشی رنگ روغنی از ونسان ون گوگ است که در سال ۱۸۹۰ کشیده شدهاست. ون گوگ این نقاشی را زمانی که در جنوب فرانسه بسر میبرد و حدود دو ماه پیش از درگذشتش کشید. این نقاشی پیرمردی را نشان میدهد که بر روی صندلی نشستهاست، بازوانش را بر روی دو زانوی خود قرار داده و صورتش را در میان دستانش پنهان کردهاست.
بسیاری از کارشناسان شکل خمیده با مشتهای گره کرده سوژه در نقاشی ون گوگ را نمادی جهانی از ناامیدی میدانند. قدمت این نقاشی به سال 1882 برمیگردد و آدریانوس زویدرلند، مردی هلندی را به تصویر میکشد که زندانی یک خانه سالمندان بود و در چندین نقاشی مقابل ون گوگ نشسته بود. در ماه می 1890، هفت سال پس از ثبت این تصویر، این هنرمند نسخه بزرگتری را به تصویر کشید. این یکی از آخرین نقاشی هایی بود که او در آسایشگاه روانی در پروونس به پایان رساند.
وان گوگ درباره این نقاشی نوشته بود: به نظر من، یک نقاش وظیفه دارد که تلاش کند یک ایده بکر را در خود بگنجاند. من سعی داشتم این را در این چاپ بگویم. اما نمیتوانم آن را به زیبایی و چشمنوازی واقعیت بیان کنم، که این تنها بازتاب کمنور آن در یک آینه تاریک است که به نظرم یکی از قویترین شواهد برای وجود ‘چیزی عالی’ است که میلژه به آن ایمان داشت، یعنی وجود خدا و ابدیت، کیفیتی است که به طرز غیرقابل وصفی در بیان یک پیرمرد مثل او وجود دارد، بیآنکه او شاید از آن آگاه باشد، در حالی که به آرامی در گوشهای از اتاق کنار شومینه نشسته است.

ون گوگ در جایی دیگر می نویسد: در عین حال چیزی گرانبها، چیزی والا وجود دارد که نمیتواند برای کرمها باشد. این دور از تمام الهیات است. صرفاً واقعیتی است که فقیرترین نجار، کشاورز یا معدنچی میتواند لحظاتی این احساس و حال و هوا را داشته باشد که به او حس خانهای ابدی میدهد که به آن نزدیک است. صرفنظر از اینکه آیا کسی به فرم آن توافق دارد یا خیر، چیزی است که باید به آن احترام گذاشت اگر صادقانه باشد، و از طرف من، میتوانم بهطور کامل در آن سهیم باشم و حتی احساس نیاز به آن را داشته باشم، حداقل به این معنا که به اندازه آن پیرمرد، احساسی از ایمان به چیزی بالاتر دارم، حتی اگر دقیقاً ندانم که آنجا چه کسی یا چه چیزی خواهد بود.
ون گوگ این نسخه چاپی را به دوستش، هنرمند هلندی آنتون ون راپارد هدیه داده بود. پس از انتقال بین مجموعه های خصوصی، در اوایل دهه ۱۹۷۰ توسط نلسون راکفلر، معاون رئیس جمهور و تاجر ایالات متحده و همسرش، خریداری شد. راکفلر هم نقاشی ون گوگ را به یوجین تائو، دلال هنری نیویورکی فروخت و او نیز آن را در سال 1975 به شهبانو فرح پهلوی، به قیمت 65000 دلار فروخت. شهبانو نقاشی و آثار هنری بسیاری را برای موزه هنرهای معاصر تهران خریداری کرده بود که در اکتبر ۱۳۵۵ افتتاح شد. در بهمن ۱۳۵۷ که شاه وطن را ترک کرد و خمینی آمد. از آن زمان، بیشتر مجموعه، به دلیل احساسات ضد غربی حاکم بر ایران از جمله این نقاشی ون گوگ، برای مدت طولانی در انبارهای موزه نگهداری شدند. این اثر که جنبه انسانی یکی از تأثیرگذارترین آثار هنرمند را از نظر روانشناختی برجسته میکند، این پارادوکس را برجسته میکند که محافظت از ساکنان اطراف این مؤسسات به همان شیوهای که کلکسیونها جابهجا، بسته یا ذخیره میشوند دشوار است.
نور پهلوی





