به یاد پدرم بهرام بیضایی

تصویر یکم سال ۱۳۴۸ است. سه ساله هستم. تصویر محو است. تماشاگر اجرای نمایش “سلطان مار” هستم. مادرم کنارم نشسته. به صحنه خیره شده‌ام و نمیتوانم از آن چشم بردارم. صحنه گردان ضرب میزند و به ما خوشامد می‌گوید. محو تصاویر هستم. “خانم نگار” (فهیمه رحیم نیا) را خیلی دوست دارم. یک پیراهن بلند سفید […]

به یاد پدرم بهرام بیضایی بیشتر بخوانید »