کشتن همیشه شر است . چه در میدان جنگ، چه در خیابان‌های وطن. هنگامی که صدای خنده کودکان در کلاس درس به سکوتی ابدی بدل می‌شود، جهان کوچک می‌شود و دل‌ها سنگین. وقتی حکومت ، به نام حفظ خود، جان شهروندان بی‌دفاع را می‌گیرد، آن عمل نه تنها خشونت بلکه خیانت به اصل انسانی همدلی و محافظت است. و وقتی جنگ، که دلیلش دشمن‌سازی‌های رژیم حاکم بر ایران بوده ، زندگی‌های بی‌شماری را نابود می‌کند، آن نیز جز تراژدی و ویرانی ثمره‌ای ندارد.اما باید با صراحت گفت: دردِ از دست‌دادن مردم در جنگ، هرچند هولناک و ویرانگر است، اما ابعادی متفاوت تر از مرگ معترضان در خیابان دارد؛ معترضانی که برای درخواست عدالت و آزادی ایستاده‌اند و با خشونت وحشیانه‌ی دولتی روبه‌رو می‌شوند که پایه‌های اعتماد اجتماعی را فرو می‌ریزد دردناک‌تر از کشته شدن توسط یک نیروی خارجی‌ست.

مقام‌ها و رسانه‌های ایران می‌گویند در این حمله بیش از ۱۶۰ نفر کشته و ده‌ها نفر زخمی شده‌اند؛ بخش بزرگی از قربانیان را کودکان تشکیل می‌دهند. با توجه به شمار بالای تلفات غیرنظامی از جمله دانش‌آموزان مدرسه و موقعیت خاص مدرسه در کنار یک سایت نظامی، این حادثه به سرعت در کانون توجه رسانه‌های بین‌المللی قرار گرفت و روایت‌های متفاوتی درباره نحوه اصابت، ماهیت هدف و مسئولیت حمله مطرح شد. برخی تحلیل‌ها و شواهد بقایا حاکی از استفاده از موشک‌های کروز است؛ در همان زمان مقامات خارجی اعلام کرده‌اند که حملاتی در آن منطقه انجام شده و تحقیقات در جریان است. از همان ابتدا بنا بر سابقه تیره‌ی رژیم، در کشتار مردم و دروغگویی‌ها، چندین تحلیل می‌گویند سپاه عمدا مدرسه را هدف قرار داده تا در ابتدای جنگ بهانه‌ای برای مظلوم‌نمایی و هدایت جریان رسانه‌ای داشته باشد. گروهی هم می‌گویند انفجار بر اثر سقوط موشک سپاه پاسداران بر روی مدرسه افتاده و کودکان را کشته است.

برای پاسخ به پرسش «چه چیزی می‌تواند سبب اصابت به مدرسه شده باشد؟» باید چند فرضیه را جداگانه و ترکیبی بررسی کرد:

فرضیه نخست : حمله مستقیم و هدف‌گیری اشتباه توسط نیروهای خارجی. در این سناریو عامل خارجی با هدف قراردادن اهداف نظامی در محوطه‌ای که مدرسه به آن نزدیک است، اقدام به حمله کرده و به دلایلی مانند اتکا به اطلاعات منسوخ یا اشتباه در وارد کردن مختصات، اصابت به ناحیه مدرسه رخ داده است. حمله یا مبتنی بر «اطلاعات تاریخ گذشته» از پیش از سال ۲۰۱۳ و بنابراین «یک خطای جدی» بوده، یا این که حمله عمدی بوده و انجام شده تا «حداکثر شوک اجتماعی را وارد آورد .»

فرضیه دوم : خطای فنی داخلی یا شلیک خودی در این سناریو موشک یا سامانه دفاعی داخلی به دلیل خطا یا نقص فنی منفجر شده یا منحرف گردیده و به مدرسه اصابت کرده است. شواهد مورد نیاز برای اثبات این فرضیه تطابق قطعات با سامانه‌های داخلی، شواهد زمان‌بندی شلیک‌های داخلی و گزارش‌های فنی از سامانه‌های پدافندی است. تا کنون آنالیزهای اولیه بیشتر بقایا را با موشک‌های کروز خارجی منطبق دانسته‌اند که این فرضیه را کمتر محتمل می‌سازد. شکل بقایا و انرژی انفجاری بزرگ همخوانی بیشتری با کروز تاماهاوک دارد تا با موشک‌های سطح‌به‌هوا ایرانی که سر جنگی کوچکتری دارند؛ کارشناسان احتمال اینکه موشک‌های داخلی باعث چنین خرابی وسیعی شده‌ باشند را کم دانسته‌اند. اما از آنجاکه کارشناسان مستقل نمی‌توانند تحقیقات در اینباره را انجام دهند این فرضیه قابل تایید نیست.

فرضیه سوم: انحراف ناشی از اختلال یا جعل سامانه‌های ناوبری موشک‌های کروز؛ این نوع موشک‌ها شامل سامانه‌های اینرسی، جی‌پی‌اس، و سامانه‌های تطبیق زمینی یا تصویری هستند. اخلال عمدی یا جعل سیگنال جی‌پی‌اس می‌تواند دقت ناوبری را کاهش دهد اما به‌تنهایی معمولاً برای ایجاد انحراف بزرگ کافی نیست؛ برای وقوع خطای شدید غالباً نیاز به ترکیب اختلال با اشتباه انسانی در مشخصات هدف یا نقص در سامانه‌های تصحیح است. اما از آنجا که رژیم از ماه‌ها قبل اختلال گسترده در سیستم جی‌پی‌اس ایجاد کرده است این فرضیه بیش از پیش به واقعیت نزدیک خواهد بود. البته که موشک کروز تاماهاوک از سامانه‌های ترکیبی هدایت استفاده می‌کند و به GPS وابسته است اما نه منحصراً . بنابراین فرضیه «انحراف صرفاً به‌خاطر اختلال GPS» ممکن ولی ساده‌انگارانه باشد. اگرچه تاریخچه عملیاتی نشان می‌دهد تاماهاوک‌ها در برخی عملیات (مثلاً 2003) به‌دلیل مشکلات ناوبری در بیابان خطاهایی رخ داده؛ پس آسیب‌پذیری به اختلالات ناوبری سابقه دارد .

فرضیه چهارم: استفاده از غیرنظامیان به‌عنوان سپر یا استتار فعالیت نظامی در نزدیکی مدرسه. رژیم بارها نشان داده است که عمداً از محیط شهری و غیرنظامیان برای پوشش فعالیت‌های نظامی خود استفاده کرده‌ است؛ این می‌تواند باعث کاهش دقت تمایز هدف شود یا اعتبارسنجی هدف را پیچیده کند. این فرضیه ادعا می‌کند که نیروهای محلی یا عناصر نظامی به‌گونه‌ای عمل کرده‌اند که حضور یا فعالیت نظامی در نزدیکی اماکن غیرنظامی باعث شده مهاجم نتواند تمایز قائل شود یا به طور آگاهانه از این نزدیکی سوءاستفاده شده است. تا کنون مدارک مستقل قاطعی مبنی بر استفاده عمدی از این مدرسه به عنوان پوشش نظامی منتشر نشده است.

سناریوی محتمل و ترکیبی نشان می‌دهد محتمل‌ترین فرضیه، ترکیبی از اطلاعات هدف‌گذاری نادرست یا منسوخ با به‌کارگیری موشک‌های کروز هدایت‌شونده است که نزدیکی فیزیکی مدرسه و پایگاه نظامی سبب شده اصابت‌های غیرنظامی رخ دهد. اختلال در سامانه‌های ناوبری نیز ممکن است نقش تسهیل‌کننده‌ای برای وقوع این حادثه داشته باشد.

error: Content is protected !!
پیمایش به بالا