الیزابت بارتون ، معروف به «راهبه مقدس کِنت»، یکی از چهره‌های مهم و جنجالیِ انگلیسِ اوایل سدهٔ شانزدهم بود؛ زنی از طبقهٔ فرودست که از یک خدمتکار بیمار به یک پیشگو و کنشگر مذهبی-سیاسی بدل شد و سرانجام به دستور هنری هشتم اعدام شد و به “دوشیزه دیوانه کنت” مشهور شد. او حدود ۱۵۰۶ در کلیسای آلدینگتون کنتربری زاده شد و در جوانی، زمانی که خدمتکار بود، دچار بیماری ناشناخته‌ای شد که باعث تشنج، و دوره‌های بی‌هوشی مداوم او شد. از دل همین وضعیت، گفتارهای مذهبی و مکاشفه‌هایی را آغاز کرد که خیلی زود در میان مردم و سپس در میان برخی روحانیان و رجال نفوذ پیدا کرد. نقل شده است که او در هذیان، آیاتی از کتاب مقدس را زمزمه می‌کرد و در حالت‌های خلسه مانند دچار تشنج شده و پیشگویی‌های مذهبی می‌کرد. هنگامی که برخی از وقایعی که بارتون پیش‌بینی کرده بود، رخ داد، شهرت او گسترش یافت.

آوازهٔ او با شبکه‌ای از نقل شفاهی و مکتوب گسترش یافت و حتی شخصیت‌هایی چون وُلسی، توماس مور، و بعدتر خود هنری هشتم نیز به او توجه نشان دادند. بارتون سپس وارد یک صومعه کوچک در کنتربری شد و نفوذ زیادی در انگلستان پیدا کرد. تا جایی‌که چهره‌های ارشد مذهبی، اشراف و حتی شاه هنری هشتم همگی با او در بسیاری از موارد مشورت می‌کردند. اما پیشگویی‌های او به طرز خطرناکی سیاسی شد و منجر به سقوط غم‌انگیز او شد. اهمیت بارتون فقط در جنبهٔ مذهبی نیست، بلکه در زمینهٔ بحران بزرگ سیاسی و دینیِ زمانه‌اش است. افزایش محبوبیت بارتون همزمان با اصلاحات مذهبی (شکاف بین کاتولیک‌ها و پیروان اصلاح‌طلبان پروتستان) بود که به انگلستان رسیده بود. تا دهه ۱۵۲۰، ایده‌های پروتستانی از سرزمین اصلی اروپا گسترش یافته بود. این ایده‌ها انتقادی از ثروت کلیسای کاتولیک بودند و قدرت پاپ را به چالش می‌کشیدند.

در دههٔ ۱۵۲۰ و اوایل دههٔ ۱۵۳۰، هنری هشتم در پی لغو ازدواجش با کاترین آراگون و سپس جدایی از اقتدار رم بود. بارتون در آغاز بیشتر بر تقوا، آیین‌های کاتولیکی، و زهد تأکید داشت، اما به‌تدریج پیشگویی‌هایش رنگ سیاسی گرفت و آشکارا با طرح طلاق و ازدواج دوبارهٔ هنری که مستقیماً با آموزه‌های کاتولیک مغایرت داشت مخالفت کرد. بارتون که از لطف شخصی پادشاه برخوردار شده و بارها با او ملاقات کرده بود نامه نوشت و به او هشدار داد که اگر بخاطر به دنیا آوردن یک وارث مرد، علیه کاترین برخیزد، طاعون به پا خواهد شد. پادشاه و آن چنان نگران این پیشگویی بودند که در اکتبر ۱۵۳۲، در مسیرشان به کاله، در کانتربری به دیدار بارتون رفتند تا نظر مساعد او را جلب کنند. هنری پیشنهاد داد که اگر بارتون در مورد موضوع ازدواجش سکوت کند، او را به مقام راهبه منصوب خواهد کرد و آن بولین نیز به او مقامی در دربار خود پیشنهاد داد. بارتون هر دو را رد کرد و خشم پادشاه را برانگیخت، اما این مانع ازدواج او نشد.

بنا بر این روایت‌ها، بارتون هشدار داد که از جانب خدا به او وحی شده است که اگر هنری ازدواج کند، هفت ماه بیشتر زنده نخواهد ماند و باعث سقوط خواهد شد. پیش‌بینی مرگ یک پادشاه طبق قانون خیانت ۱۳۵۱، خیانت محسوب می‌شد. همین موضع، او را از یک «قدیسهٔ» به تهدیدی علیه نظم سیاسی و یک شارلاتان بدل کرد. حکومتِ هنری هشتم و به‌ویژه توماس کرامول، پروندهٔ او را در چارچوب خیانت سیاسی پیش بردند تا اینکه بارتون بازداشت شد و زیر شکنجه وادار به اعتراف شد که مکاشفه‌هایش ساختگی بوده‌اند و هرگز از جانب خدا وحی دریافت نکرده است. هنری در ژانویه ۱۵۳۳ ازدواج کرد و با گذشت ماه‌ها، مشخص شد که پیشگویی‌ها به حقیقت نمی‌پیوندند. به همین دلیل در ۲۰ آوریل ۱۵۳۴ ، الیزابت بارتون و شش نفر از حامیان وفادارش، در حالی که تنها ۲۸ سال داشت، ابتدا به دار آویخته و در نهایت گردن زده شدند.

سپس سر بریده بارتون را بر نیزه ای برافراشتند و در دروازه جنوبی پل قدیمی لندن به نمایش گذاشتند. بارتون تنها زنی است که سر از بدنش جدا کردند و آن را بر نیزه در معرض نمایش گذاشتند. این سنت وحشتناک که از حدود دهه ۱۳۰۰ تا اواخر دهه ۱۶۰۰ انجام می‌شد، هشداری جدی و هولناک به خائنان بود. آنچه از بارتون باقی مانده، بیش از آنکه متنِ خودِ او باشد، بازنماییِ مخالفان و اسناد قضایی است؛ تمام آثار وی نابود شد و بسیاری از نوشته‌های مرتبط با او از میان رفت. همین فقدانِ منابع مستقیم باعث شده که تصویر او در تاریخ میان «قدیسه» و «زنِ مقاوم» و «شارلاتان» در نوسان بماند. از این رو، الیزابت بارتون فقط یک شخصیت مذهبی نیست، بلکه نمادی از تلاقیِ جنسیت، اقتدار دینی، سیاستِ سلطنتی، و سانسور در آغاز اصلاح دینیِ انگلیس است.

error: Content is protected !!