نقاشی دوره قاجار، روایتی از سرزمین عجایب

اگرچه آثار هنری بجا مانده از ایران قدیم به طرز عجیبی خیره کننده است، اما داستان هزاران ساله ایران، در مجموع، داستانی غم‌انگیز است. «سرزمین اشراف» که توسط مهاجمانی که تهدید به نابودی میراث فرهنگی غنی و باستانی آن می‌کردند، ویران شده، توسط جنگ‌سالاران خونخوار با خاک یکسان شده، دائماً توسط فرزندان خود مورد خیانت قرار گرفته و اغلب قربانی دسیسه‌های خارجی بوده است، در یک کلام به جهنم رفته و دوباره بازگشته است، و حتی بیشتر. قرن نوزدهم یکی از تاریک‌ترین دوره‌ها در تاریخ اخیر ایران بود. ایران که توسط خودکامگان خوش‌گذرانی اداره می‌شد که ایران را به بهایی ناچیز به بیگانگان می‌فروختند و گرفتار فقر، بیماری، جهل و در مجموع وضعیت فرتوت و زوال بود، دقیقاً جای مناسبی نبود. با این حال، هر چقدر که تصویر بیرونی، چه توسط ایرانیان و چه توسط گردشگران و دیپلمات‌های اروپایی، تیره و تار بود، اما تصویری که هنرمندان دربار ترسیم می‌کردند، واقعاً دیدنی ست. بعنوان مثال آثار هنری آنها، مجلل، نمادین و کاملاً بدیع، تقریباً پتانسیل رستگاری قاجارها را دارند.

در دوران طلایی شاهان صفوی در قرن هفدهم، پایتخت آنها، اصفهان، مایه حسادت همه کسانی بود که از آن بازدید می‌کردند. این شهر که محل یک رنسانس فرهنگی بزرگ و چهارراه و الهام‌بخش هنرمندان سراسر جهان بود، هنوز هم توسط شهروندانش به عنوان “نصف جهان” شناخته می‌شود. با این حال، پس از مرگ شاه عباس کبیر، اوضاع رو به وخامت گذاشت. زمانی که آخرین پادشاه صفوی، عباس سوم، بر تخت سلطنت نشست، خورشید دوباره بر ایران غروب کرده بود. اگر صفویان دوران فرهنگ و تبادل و دوران افشاریان و زندیان، دوران امپریالیسم و صلح را آغاز کرده بودند، دوران قاجارها دوران تحقیر و تباهی بود. در قرن‌های هجدهم و نوزدهم، ایران از تمام شکوه و جلال سابق خود تهی شد. روس‌ها و بریتانیایی‌ها که برای قدرت در ایرانِ مهم و استراتژیک و همچنین سایر نقاط آسیای مرکزی رقابت می‌کردند، پیوسته به حاکمیت ایران تجاوز می‌کردند.

با توجه به اینکه ایران توسط پادشاهان بی‌عرضه و ضعیف اداره می‌شد، کار برای توطئه‌گران خارجی بسیار آسان بود؛ در واقع، در برخی موارد، آنها حتی لازم نبود انگشت خود را تکان دهند. ناصرالدین شاه – شاید شناخته‌شده‌ترین پادشاه قاجار – برای تأمین مالی سبک زندگی مجلل خود، کنترل تمام جاده‌ها، تلگراف‌ها، راه‌آهن‌ها، آسیاب‌ها، کارخانه‌ها و بیشتر منابع طبیعی ایران را به یک بارون بریتانیایی واگذار کرد؛ و دیگری، انحصار صنعت دخانیات ایران را نیز در اختیار او قرار داد. گذشته از دسیسه‌های خارجی، ایران در وضعیت رقت‌انگیزی قرار داشت. گردشگرانی که به این کشور سفر کرده بودند، درباره فقدان زیرساخت‌های مناسب، شرایط زندگی وحشتناک، عیاشی شدید و فساد نوشتند.

با این حال، داستان در دربارهای امپراتوری موضوع دیگری بود. هنرمندان دربار قاجار با گسترش اشکال جدید زیبایی‌شناسی در نقاشی که در دوره‌های افشاریه، زندیه و حتی اواخر صفویه معرفی شده بودند و از چارچوب مینیاتورهای دوبعدی ایرانی خارج شده بودند، واژگان بصری کاملاً مختص به خود را خلق کردند. پادشاهان قاجار مانند فتحعلی شاه، محمد شاه و ناصرالدین شاه، مزین به تاج‌های بلند با تاج‌های گلدار، شال‌های ابریشمی براق و لباس‌های پرجنب‌وجوش و ریش و سبیل‌های عجیب و غریب، بزرگتر از حد معمول و به عنوان آثار هنری به خودی خود به نظر می‌رسیدند.

نقاشی در این دوره کاملا در خدمت دربار و اشراف بود. شاه و درباریان تلاش می کردند جلال و شوکت خود را با استفاده از پیکره نگاری ها و نقاشی های دیواری به همگان نمایان کنند . اما این سبک از نقاشی در میان مردم عادی طرفدار و خریداری نداشت. به دلیل عدم توجه روحانیون به موضوع پیکره نگاری و نفوذ روحانیت درسبک زندگی مردم، تنها خریدار این نقاشی دربار و اشراف زادگان بودند و همین مسئله موضوع نقاشی را مشخص می کرد. بنابراین نقاشی کلاسیک دوره قاجاریه” نقاشی درباری” معروف می باشد .از دیگر موضوعات رایج این دوره نقاشی تصویر مجالس بزم و رقص و نوازندگان است . پرده های نقاشی بسیاری منقوش به زنان رقصنده و نوازنده برای تزیین کاخ ها مورد استفاده قرار گرفته اند . این پرده ها به سفارش افراد وابسته به دربار برای تزیین منازل شخصی و ابنیه هایشان بر دیوارها نصب شده اند . در این نگاره ها تصاویر شاهزاده خانم ها، زنان اشراف و درباریان، زنان طراز اول حرمسرا، زنان خدمتکار، ندیمه ها، رقاصان و نوازندگان و همچنین زنانی در حال انجام حرکات آکروباتیک دیده می شود .

نقاشی‌های درباری، سرزمین عجایب خیره‌کننده‌ای از رنگ، شور و شوق و هر جواهری را به تصویر می‌کشیدند. نقاشان دربار قاجار با کنار گذاشتن آرمان‌های ظریف و لطیف زیبایی که در دوره‌های گذشته رایج بود، ابروهای ضخیم و پیوسته، چشمان تیره و بادامی شکل با نگاه‌های عشوه‌گر، لب‌های کوچک غنچه‌ای و فرهای بلند و روان را برگزیدند. پادوهایی که قلیان‌های جواهرنشان در دست داشتند، رقصندگان زن که با دستان حنا بسته حرکات آکروباتیک انجام می‌دادند و زنان زیبا با بلوزهای شفاف که مقدار زیادی شراب می‌ریختند، در مراسم حضور داشتند.

برخلاف مجلات فرانسوی و بریتانیایی آن زمان که اغلب شاهان را بی‌جربزه و فاسد تصویر می‌کردند و ایران را به عنوان گربه‌ای ایرانی که بازیچه‌ی شیر بریتانیایی و خرس روسی شده بود، نقاشی‌ها و عکس‌های درباری، سرزمین عجایب خیره‌کننده‌ای از رنگ، شور و شوق و هر جواهری را در زیر آفتاب به تصویر می‌کشیدند که در آن شاه، «سایه‌ی خدا بر زمین»، بر همه چیز حکومت می‌کرد. در نهایت، هنر دوران قاجار نه تنها نمایانگر شکوه و جلال این دوره از تاریخ ایران است، بلکه نشان‌دهنده‌ی تلاش هنرمندان برای خلق اثری زیبا و ماندگار در شرایطی پر از تلاطم و تغییر است. با نگاهی به این آثار هنری، می‌توان به عمق فرهنگ و تمدن ایران زمین پی برد و از زیبایی و غنای آن لذت برد.

تاریخ هنر در ۵ رنگ

error: Content is protected !!
پیمایش به بالا