۷ عکس جعلی اولیه که چشم را فریب می‌دهند

یکصد و پنجاه سال پیش از چت‌بات‌های هوش مصنوعی و دیپ‌فیک‌های امروزی، عکاسان تصاویر دستکاری‌ شده‌ی قابل‌توجهی را خلق کرده‌اند. در اینجا ۷ عکس از قرن‌های نوزدهم و بیستم برای شما آماده کرده ایم که بیننده را فریب می‌دادند. از روزهای اولیه فتوشاپ در دهه ۱۹۹۰، پیشرفت‌های دستکاری تصویر باعث شده است که ما با بدگمانی به عکس‌ها نگاه کنیم. برای همین این سؤال را مطرح می‌کنیم: آیا عکس‌ها تا به حال حقیقت را بیان کرده‌اند؟ با تمرکز بر تصاویری که بین سال‌های ۱۸۶۰ و ۱۹۴۰ گرفته شدند، از کلاژهایی که با قیچی و چسب ساخته شده‌اند تا فریب‌های هوشمندانه‌ای که در تاریکخانه اتاق عکاسی خلق شدند، عکاسان همیشه از فریب دادن مخاطبان خود لذت برده‌اند.

۱. رویای بیداری (حدود ۱۸۷۰- ۱۸۹۰)، عکاس: ناشناس

کارت‌های دو‌سویی، چاپ‌های کوچک تولید انبوه بودند که روی کارت نصب شده بودند و در دوران ویکتوریایی بسیار محبوب بودند. در این تصویر یک زن و همسرش دیده می‌شوند. هر دو با ابزارهای کار خود؛ و آینده‌ای تصور‌ شده برای زن: رویای بیداری او از اینکه مادر شود. این تصویر از «ترفند اتاق عکاسی»بهره برده است که با محافظت بخشی از کاغذ عکاسی از نور و سپس اضافه کردن منفی دوم به آن به دست آمده. چنین تصاویری عکاسی را به بعد جدیدی برد، که افکار درونی موضوع‌های خود را نشان می‌داد و راه را برای نوارهای کمیکی آینده با حباب‌های گفتاری و ابرهای فکری آنها هموار میکرد.

۲. سر‌برید (حدود ۱۸۸۰- ۱۹۰۰)، اف‌ام هاچ‌کیس

روند بازی با تصاویری با نسبت‌های غیرممکن، ژانری به نام «اغراق‌ها» یا «داستان‌های بلند» را به وجود آورد. این عکس آمریکایی در «دوران طلایی» کارت‌های پستال عکاسی، درست کمی پس از اینکه آمریکا اجازه داد که پیام‌ها می‌توانند بر روی سمت دیگر کارتها نوشته شوند به دفعات چاپ شد. ما نقش پیشگام دستکاری عکاسی را در توسعه‌های هنری مانند سوررئالیسم می‌بینیم، استفاده از مقیاس در اینجا همچنین یک حربه بازاریابی برای خلق افسانه‌هایی درباره برتری کشاورزی یک منطقه است. در این مورد، غازهای معروف شهر واترتاون، ویسکانسین است.این فتومونتاژ، از تکنیک دو منفی، در یک کاغذ عکاسیاستفاده کرده است.

۳. سر‌ بریده (حدود ۱۸۸۰- ۱۹۰۰)، اف‌ام هاچ‌کیس

«ما هنوز هم انتظار داریم عکاسی حقیقت را به ارمغان بیاورد، اما این ایده در واقع از مجلات مصور دهه ۱۹۳۰ برای آگاه‌کردن خوانندگان درباره اینکه چیزها در جای دیگری چگونه کار می‌کنند، سرچشمه گرفت»، آن زمان، آزادی خلاقانه برای تغییر تصویر به چالش کشیده نمی‌شد. هر چیزی که ممکن بود امتحان می‌شد و تولید می‌شد. هیچ محدودیت اخلاقی برای تولید تصاویر غیرواقعی وجود نداشت. هیچ‌کس شما را از انجام این کار منع نمی‌کرد. برای نمونه، حذف و جابه‌جایی سر کسی، عکاس را با یک پازل دلپذیر روبه‌رو می‌کرد. در مورد این کارت که تا دهه ۱۸۸۰ جای کارت دو‌ طرفه کوچک‌تر را گرفته بود با طنز سیاه خود، ماموریت خلاقانه بسیار موفق خود را به نمایش گذاشت است. تنها موقعیت پرده‌ای که سر اصلی را مخفی کرده و برخی تصحیح‌های نوری که تحت میکروسکوپ قابل‌رؤیت هستند، سرنخ‌هایی برای نحوه ایجاد این عکس فریبکارانه توسط عکاس را فراهم می‌کنند.

۴. برخورد بین دو خودرو (۱۹۱۵)، آلفرد استنلی جانسون جونیور

در این فتومونتاژ آلفرد استنلی جانسون جونیور، قرارگیری هوشمندانه یک سری تصاویر انفرادی گاهی اوقات با همپوشانی‌ تصاویر، لحظه‌ای طنزآمیز را فراهم می‌کند. این صحنه با پویایی غیرمعمول را نشان می‌دهد. مسافران خودرو با برخورد به خودرویی دیگر به هوا پرتاب می‌شوند، که داستان قبل و بعد را در ذهن بیننده شکل میدهد. بسیاری از فتومونتاژ‌ها به وضوح وضعیت‌های غیرممکن را نشان می‌دهند و هدف این نبود که فریب دهند، بلکه تنها برای سرگرمی بیننده بود.

۵. تقلید (۱۹۳۴)، جان هارتفیلد

گاهی اوقات، در پیچشی تعجب‌آور، ترفند عکاسی ابزاری برای انتقال یک حقیقت درک‌شده بود. هلموت هرتسفلد، فعال ضد نازی، که نام خود را برای اعتراض به رژیم هیتلر به نام انگلیسی‌شده جان هارتفیلد تغییر داد، بیش از ۲۰۰ فتومونتاژ سیاسی دست‌ساز برای نشریه چپ‌گرای AIZ ایجاد کرد، بسیاری از آنها به برای افشای خطرات پنهان دیکتاتوری نازی و دروغ‌های آن ساخته شده اند. تقلید، جوزف گوبلس، وزیر تبلیغات نازی را نشان می‌دهد که هیتلر را به کارل مارکس، کمونیست انقلابی قرن نوزدهم تبدیل می‌کند. هنرمند طبقه کارگر را هشدار می‌دهد که با وعده‌های هیتلر فریب نخورند.

۶. شوک (حدود ۱۸۷۰- ۱۸۸۰)، لئونارد د کونینگ

در این یادبود طنزآمیز مرگ‌بار، جایی که مردی با شبح خود روبه‌رو می‌شود، نقاش و عکاس لئونارد د کونینگ تنها نیمی از پلت عکاسی را نور داده است، سپس سوژه را آماده کرده تا قبل از نور دادن نیمه دیگر پلت، وضعیت متفاوتی اختیار کند. اگرچه عکاسی هنری نسبتاً نو بود، اما انتقال بین دو تصویر غیرقابل‌درک بود. این مثل جادوگری بود. شما می‌دانید که فریب خورده‌اید، اما نمی‌دانید عکاس چگونه این کار را انجام داده است.

۷. خودروی پرنده بر فراز نیویورک (۱۹۰۸)، تئودور آیسمن

عکس‌های جعلی خیال را فعال می‌کردند و امکاناتی را ارائه می‌دادند که هنوز به وجود نیامده بودند. این نمونه از toekomstbeeld (دید آینده) جهانی را تصور می‌کند که در آن خودروها می‌توانستند پرواز کنند. ما شهرنگاره‌های آینده‌نگرانه را می‌بینیم. آنهم به لطف برخی چسب‌کاری‌های ماهرانه، هوابردی که شناور هستند در صحنه‌هایی که یادآور مری پاپینز هستند. فتومونتاژ نیویورک آیسمن طیف محدود رنگ‌های آن در طول فرآیند چاپ به اختیار طراح افزوده شده است.

عاشقانه‌ترین نقاشی جهان

error: Content is protected !!
پیمایش به بالا