چگونه موسیقی وحشتناک فیلم روانی سینما را برای همیشه تغییر داد؟
فیلم روانی اثر برجسته هیچکاک که این امسال ۶۵ ساله میشود، احتمالاً بدون موسیقیِ آشفتهٔ برنارد هرمن بهعنوان یک اثر برجسته کلاسیک تاریخی شناخته نمیشد. ویولاهای فریادزننده که انگار از کشتارگاهی بیرون میآیند. نتهای باس کوبندهای که بهآهستگی سرعت کم میکنند و انگار تپشهای قلب روبهتضعیف قربانی را تقلید میکنند. اگر موسیقیِ برنارد هرمن را از فیلم آلفرد هیچکاک حذف کنیم ، منصفانه میتوان گفت همین تاثیر را نداشت.بخش کلیدی موسیقی تیز و نوکتیز است که در هنگام حمله به مریون کرین (جنت لی)، زن بلوند و جذاب، که کمی پس از ورود به هتل بیتس، از پشت پرده دوش مورد هجوم واقع میشود. داستان فیلم اینگونه است که «مارین کرین» (لی) پولهای کارفرمایش را میدزدد و از شهر محل سکونتش خارج میشود و بین راه در هتل بیتس، که جوانی به نام «نورمن بیتس» (پرکینز) اداره اش میکند، به استراحت میپردازد. «نورمن» به او میگوید که همراه مادر از لحاظ روانی نامتعادلش در خانه کنار هتل زندگی میکند. شب هنگام که، «ماریون» از کار خود پشیمان شده، پیش از خواب به حمام میرود و زیر دوش ظاهراً به دست مادر «نورمن» به قتل میرسد. «نورمن» آثار قتل را پاک میکند و جسد «ماریون» و اتوموبیلاش را در باتلاق میاندازد. .
فریادهای روانی و آزاردهنده و با تن بلند فیلم باعث شد تماشاگران تحت تاثیر قرار گرفته و دیگر حمام را بهعنوان یک جای امن نبینند. قبل از صحنهٔ حمام، بسیاری از سازهای موسیقی کیفیت افسردگیآمیزی دارند و واقعاً آنقدر بلند نیستند اما ناگهان در صحنهٔ حمام، سیمها بهصورت حیوانیوار فریاد میزنند. جالب است که هرمن، هیچکاک را که در ابتدا موسیقی را بیاهمیت میانگاشت، مجبور کرد صحنهٔ حمام را هم با موسیقی ترسانگیز و هم بدون آن تماشا کند. بعداز آن بود که هیچکاک موافقت کرد. اتحاد خلاقانهٔ آنها بهطور مداوم منجر به نمرات فیلمی شد که تماشاگر احساس میکند در گفتگوی درونی تاریک یک شخصیت گرفتار است، شاهد رویاهای رومانتیک و کابوسهای ناامیدکننده.
هرمن، خوانندهٔ مشتاقی در کودکی بود که تا سن ۱۳ سالگی مسابقات موسیقی کلاسیک را همیشه برنده میشد. پس از تحصیل در دانشگاه نیویورک تحت نظارت آهنگسازِ افسانهای پرسی گرینجر، یکی از نخستین نقشهای حرفهای هرمن بهعنوان نوازندهٔ استودیویی برای رادیوی سیبیاس بود. در سیبیاس، او با اورسن ولز کار کرد و با اقتباس رادیویی سال ۱۹۳۸ از «جنگ جهانها» اعتماد او را به دست آورد، اقتباسی که آنقدر واقعگرایانه بود که برخی از شنوندگان فکر کردند یک تهاجم بیگانهای واقعی در حال وقوع است. سپس او انتخاب بدیهی برای تنظیم موسیقی شاهکار ولز در سال ۱۹۴۱، «همشهری کین» شد. کار روی صدهای نمایش رادیویی به هرمن یاد داد چگونه ترکیبهایی بسازد که تصویری را برانگیزند، و همچنین به او قدرت مکثهای طولانی را آموخت: او سکوت را بهعنوان ابزاری دیگر برای ایجاد تنش استفاده میکرد.
هرمن که برای موسیقی فیلم شیطان و دنیل وبستر (۱۹۴۱) برندهٔ ۱ جایزهٔ اسکار شدهاست، بیشتر به خاطر همکاریهایش با آلفرد هیچکاک و موسیقی فیلمهایی مانند روانی، شمال از شمال غربی، مردی که زیاد میدانست و سرگیجه شهرت دارد. او همچنین آثار درخور توجهی برای کارگردانان دیگر و فیلمهای مطرحی مانند همشهری کین، روح و خانم مویر، تنگهٔ وحشت و راننده تاکسی ساختهاست.





